رویبار جاری بود

رویبار جاری بود و من در خانه دوست امن تر از همیشه بودم برفی درونم می بارید آیا سر باز ایستادن داشت؟ من از برای تو شعری تازه سرودم و از آینده با تو گفتگو کردم آیا باد آن را به تو خواهد فرستاد؟
چه دردی کشیدیم

همه چراغ ها خاموش شده بود صبحدم تنها سگی پارس می کرد چه دردی کشیدیم دیشب
پس از سال ها

پس از سال ها باز دوباره می دوم در تابستان زندگی ام موهایم حتی اگر باد میان نوزد من به راه رفتن ادامه می دهم
پارسال

پارسال دلم در این روز خون بود امروز در آتشم شاید سال دیگر گلستان شوم
با چشمان باز

با چشمان باز خواب می بینم و خود را به خواب می زنم برای خوابی که برایمان دیده اند